![]() |
![]() |
|
|
به نام تنها پناه آشفتگان دیار سرنوشت
با تو هستم ای مسافر ای به جاده تن سپرده ای که دلتنگی غربت منو از یاد تو برده هنوزم هوای خونه عطر دیدار تو داره گل به گل گوشه به گوشه تو رو یاد من می یاره با تو من چه کرده بودم که چنین مرا شکستی بی وداع بی تفاوت سردو بی صدا شکستی به گذشته بر می گردم به سراغ خاطراتم تازه می شود دوباره از تو داغ خاطراتم به تو می رسم همیشه در نهایت رسیدن هر کجا باشی و باشم به تو بر می گردم از من ای تویی همیشه من توی آیینه تقدیر با همه شکستم از تو نیستم از دست تو دلگیر
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 8:55 توسط مینا |
|
|
بیا بنویسیم روی خاک . رو درخت
رو پر پرنده . رو ابرا بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب
به یاد مهستی(روحش شاد!) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 13:57 توسط مینا |
|
|
فردا اگر ز راه نمی آمد
من تا ابد کنار تو می ماندم من تا ابد ترانه های عشقم را در آفتاب عشق تو می خواندم در پشت شیشه های اتاق تو آن شب آن شب نگاه سرد و سیاهی داشت دالان دیدگان تو در ظلمت گویی گویی به عمق روح تو راهی داشت گویی به عمق روح تو راهی داشت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:30 توسط مینا |
|
|
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را
خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را تو اسیر غم خود را چرا نیست تو را جان من سنگدلی دل به تو دادن غلط است رفتن اولی ست ز کوی تو ستادن غلط است تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم دگری جز تو مرا این همه آزار نکرد آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد بشنو پندو مکن قصد دل آزرده ی خویش ور نه بسیار پشیمان شوی از کرده ی خویش
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:16 توسط مینا |
|
|
يادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرين برای همه ی عمر! *************************** ***************************
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است غزل هجرت من را همه جا بنويسيد روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است
*************************** |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 13:49 توسط مینا |
|
|
ساحل خاموش، در بهت مه آلود سحرگاهان چشم وا مي كرد و - شايد - جاي پاها را، نخستين بار، روي ماسه ها مي ديد ! ما بر آن نرماي تردتر، روان بوديم . *** آسمان و كوه و جنگل نيز، مبهوت از نخستين لحظه ديدار، با خورشيد ! آه، گفتي ما، در آغاز جهان بوديم ؟ *** بر لب دريا در بهشت بيكران صبحگاهان، ما چشم و دل، در هاله شرم نخسين ! آدم و حوا ! ***** |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:51 توسط مینا |
|
|
چه جاي ماه ، كه حتي شعاع فانوسي درين سياهي جاويد كورسو نزند به جز قدمهاي عابران ملول صداي پاي كسي سكوت مرتعش شهر را نمي شكند *** به هيچ كوي و گذر صداي خنده مستانه اي نمي پيچد *** كجا رها كنم اين بار غم كه بر دوش است ؟ چرا ميكده آفتاب خاموش است ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:46 توسط مینا |
|
|
عاشق کسی باش که لایق عشق باشد نه تشنه عشق
چون تشنه عشق روزی سیراب می شود |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 14:10 توسط مینا |
|
|
وضع و حال مردمان تنگ فکر به وضع و حال بطریهای تنگ دهن می ماند
هر چه کمتر در خود داشته باشند با سروصدای بیشتر آن را خارج می ریزند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 10:44 توسط مینا |
|
|
زندگی چیست؟
یک مزبله کثیف یک قتلگاه فجیع یک دارالمجانین بزرگ که تا کنون تحت هیچ قانون منظمی اداره نشده است |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 20:0 توسط مینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آبان 1385 شهریور 1385 خرداد 1385 |
| پیوندها |
|
چشمای نازت مونده به یادم گل سرخ |
|
RSS
|